zhyanawa به خير بين بو ژیانه وه
![]()
انجمن مردمی پیشگیری از اعتیادشهرستان مریوان(ژيانه وه)
اين انجمن سازمانی غیر دولتی برای پیشگیری ازاعتیاد است.
شماره حساب جهت دریافت کمکهای مردمی:جاری 304245433
بانک ملت شعبه مرکزی مریوان
افراد آنلاین :
بازديد ها
:
Powered By: javanBlog.Com
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
ارسال شده در تاریخ 30/3/1387 و ساعت 11:52
(نگاهی به وضعیت اعتیاد در شهرستان مریوان)
شیرکو بهمنی
باشنيدن خبر تصادف يكي از نزديكان،خبر خودكشي دختر همسايه و گرفتار شده دوست صميميمان در دام اعتياد و .... شوكه مي شويم و در بهت و ناباوري فرو مي رويم وازخود مي پرسيم چراما ؟ چرا دوست جوان ما ، چرا همسايه ما؟چرا فلان جوان بي گناه؟ و خيلي چراهاي ديگر .
در بحث از مسائل و مشكــــلات اجتمــاعي ما معمولاً حالت شخص غايب را پيدا كرده و همانند غريبه هايي كه از دور دستي برآتش دارند با بي طرفي به اظهار نظر مي پردازيم و گناه را به گردن خانواده و دوست ناباب و ديگرآن نديده و ...
(نگاهی به وضعیت اعتیاد در شهرستان مریوان)
به مناسبت روز جهانی مبارزه با مواد مخدر
شیرکو بهمنی
باشنيدن خبر تصادف يكي از نزديكان،خبر خودكشي دختر همسايه و گرفتار شده دوست صميميمان در دام اعتياد و .... شوكه مي شويم و در بهت و ناباوري فرو مي رويم وازخود مي پرسيم چراما ؟ چرا دوست جوان ما ، چرا همسايه ما؟چرا فلان جوان بي گناه؟ و خيلي چراهاي ديگر .
در بحث از مسائل و مشكــــلات اجتمــاعي ما معمولاً حالت شخص غايب را پيدا كرده و همانند غريبه هايي كه از دور دستي برآتش دارند با بي طرفي به اظهار نظر مي پردازيم و گناه را به گردن خانواده و دوست ناباب و ديگرآن نديده و ... مي اندازيم و فكر مي كنيم اين ديگران هستند كه دچار مشكل مي شوند ، فرزند يا همسرشان خودكشي مي كند ، دختر يا پسرشان از خانه فرار مي كند ، اعضاي خانواده شان معتاد مي شوند و ايدز و هزار درد بي درمان ديگر مي گيرند .
ويژگي خود مصون بيني و استثنا كردن خود از ديگران در همه انسانها بيش و كم وجود دارد اين ويژگي تاحدودي براي كاستن از استرسها و اضطرابهاي انساني مفيدو حتي ضروري است اما ... گاهي نيز صفت قبيحه اي مي شود كه خوش خيالي وبي تفاوتي وخوش بيني مفرط و گاهي ابلهانه نسبت به وقايع و مسائل و مشكلات را درما ايجاد مي كند و چنان خوش از كنار مسائل و مشكلات رد مي شويم كه انگار ديگراني كه دچار گرفتاريهاي فوق شده اند ، مفلوكاني تيره بخت ازساير سيارات هستند كه بحث و تقدير آنها را به اين سرزمين غزيب كشانيده است و اينكه روزي ما، همسرمان ، فرزندانمان و يا ديگر عزيزانمان دچار اين مشكلات شويم حتي اگر كلامي هم انكارش نكيم در باطن مان در حد 5% هم به آن اعتقاد نداريم .
نمونه بارز اين موضوع وضعيت اعتياد و مصرف مواد مخدر در شهر مريوان است
تا كمتر از 15 سال پيش شناسايي (( گردهاي ) شهر ، كارچندان دشواري نبود و تعداشان چنان كم و انگشت شما ربود و كارشنان شينع و زننده و مخالف هنجار و فرهنگ جامعه ، كه مردم چون جذاميان از آنان گريزان بودند .
اما اگر امروز اين سوال را از ما بپرسند كه اكنون چند نفر معتاد در شهرستان داريد؟ بجرأت ديگر هيچ كس جوابش را نمي داند نه اهل علم و نه اهل سياست و نه مسولين و كاركنان ادارات و نهادهاي ذيربط البته اين نه به آن معناست كه تعداد معتادين شهرمان از شمارش خارج باشد بلكه اعتياد و مصرف مواد چنان آرام جاي خود را در بين ما باز كرد و از مهمان ناخواند ه بودن به صاحب سفره بدل شد كه ديگر فرق بين معتاد و غير معتاد با وجود اينمهه موادجديد و قديمي كارهر كسي نسيت و بسيارند كسانيكه برگه نتيجه منفي آزمايش اعتياد را قبول ندارند و لابد ، با خود فكر مي كنند مگر نمي توان كاري كرد كه نتيجه آزمايش منفي از آب در آيد ؟
امروز نه فقط در شهر مريوان بلكه درشهرک های كاني دينار وجوجه سازي و روستاهاي سروآبادهم براحتي پاي مواد مخدر باز شده است و وقتي با جوان 18 ساله اي كه از 15 سالگي هرويين مصرف مي كند و جوان 17 ساله اي كه كراك مصرف مي كند و يا جوان روستايي كه از مزدكارگريش در تهران اعتياد با خود به ارمغان اورده است و يا معتادريش سفيدي كه عكس دوره جوانيش را با حسرت از كيف پولش بيرون مي آورد و خانم خانه داري كه شوهر معتادش اورا نيز وارد گود نموده است تا ديگر صداي اعتراضش آرامش او را به هم نزند و ... روبرو مي شوي مو بر تنت سيخ مي شود و اين وقت ديگر ساده لوحي است، اگر فكر مي كنيم هر كس كلاه خودش را بچسبد كه باد نبرد و من كه معتاد نيستم و به من چه ربطي دارد ؟ اگر در طول كمتر از 10-15 سال رشدي اينجنين سرسام آور در تعداد معتادان و تنوع مواد مصرفي در زنان و مردانمان را داشته ايم ديگر حتماً اين ديد گاه را بايد مورد شك قرار دهيم كه خوب ما در درمانشان كنيم و ياخونشان را عوض كنيم و يا خيلي ها كه پولش را دارند و مي توانند با امكانات پيشرفته پزشكي امروز كاري كنند كه اعتيادشان از بين برود و هزار جور شايعه ديگر كه بايد در صحت آنها هم شك كرد زيرا اعتياد در فكر و ذهن انسانها اتفاق مي افتد نه فقط در جسمشان و اين بي اطلاعي و فقدان آگاهي ماست كه مار ار وارد اين مهلكه مي كند نه فقط وجود مواد درجامعه و دوستان ناباب و .........
اكنون به 15 سال بعدفكر كنيم و آن كودكي كه امروز در مدرسه ابتدايي درس مي خواند و اطراف مدرسه اش پراز سرنگ كودكان 15 سال قبل است به نوجوانان و جوانان دختر و پسرمان در مقاطع راهنمايي و دبيرستان بينديشم كه هنوز راههاي انتقال ايدزرا نمي دانند و از مواد مخدر فقط تلياك مي شناسند و فردا كه يا وارد به دانشگاه مي شوند و يا راه مرز و كارگري در كلان شهر ها را درپيش خواهند گرفت ديگر آنچه را كه ما بدانها نياموختيم و يا خود را به بي خبري زديم و انكارش كرديم را از زبان ديگران و به نحوي ديگر خواهند آموخت ( آنست كه امروز در شهرمان دانشجو و كارگر و راننده معتاد كم نداريم) وآن وقت است كه آه از نهادمان برخواهد خاست و به زمين و زمان بدو بي راه مي گوييم و بخت بدمان را سرزنش مي كنيم .
بياييم ديگران را نيز فرزندان و عزيزان خود بدانيم و مطمئن باشيم با معتاد شدن يكي ديگر از جوانان و مردان و زنان شهرمان اعتياد گامي ديگر به درخانه مان نزديكتر شده است و مباد آن روزي كه زنگ خانه مان به صدادر آيد و ...
ماييم و شهرستاني 150 هزار نفري و كثيري اهل علم و ادب و معلم و دانشجو و روحاني وپزشك و مهندس و .... اگر به مسئوليت اجتماعي ايمان داشته باشيم و معتقد باشيم كه هيچ كس بهتر ازما دردمان را نمي داند و هيچكس بيشتر از خودمان دلسوز فرزندانمان نيست و صدالبته اعتقادي راسخ داشته باشيم كه جويباري كه امروز مي توان با كمي سعي و تلاش بست فردا هزاركاردان از تدبير آن عاجز خواهند بود و درمان هميشه پرهزينه تر و زمان برتر و طاقت فرسا تر از پيشگيري است ، معضل اعتيادرا دراين شهرزيبا را به امان خدا رها نمي كنيم و دستهاي ياري كه بسويمان دراز شده است را بي جواب نخواهم گذاشت.
هدفمان را اينگونه قرارداده ایم:
هركس ، هرچقدر كه در توان دارد بكارگيرد و آن وقت است كه توان يك دانشجو، يك محقق ، يك معلم ، يك روحاني و يك شهروند و يك خانه دار و يك بازاري و يك و يك و ... مكمل هم خواهند بود و آن قدرت عظيمي خواهند شد كه به اميد خدا سلامت و شادابي را براي پيرو جوانمان به ارمغان خواهند آورد. ونسل آينده از اينكه پدر و مادراني مسئول داشته اند بخود خواهندباليد .
کارشناس ارشد مددکاری اجتماعی
[ نویسنده : ژیانه وه ][
موضوع : پیشگیری از اعتیاد ]
[ نظر(0) ]
[ لینک ثابت مطلب
]
نظرات